|
بلند گو را باز کنید و اینجا کلیک نمائید
===================
دکلمه
شعر، اسیر ، از
؟
وطن
امروز
اسیر دوسه تن بی وطن است
-
انهدام وطن از نکبت این
چند تن است
این یکی
لاشخور و آن دگری جغد سیاه
-
این یکی
مرده خور و آن دگری گور کن است
این یکی
پیشنماز چمن دانشگاه
-
واقعا ، قصه او،
قصه خر درچمن است
بلبلان را همه کشتند به
فتوای فقیه
-
حالیا، وقت نواخوانی
زاغ و زغن
است
روزگاری که وطن
غصب
کفن دزدان است
- عجب
این نیست، اگر مرده ما بی کفن است
عطش قاضی
اسلام بنازم، که چنین
-
تشنه خون
جوان و بچه و مرد و زن است
مذهب
قاضی اسلام اگر بی وطنی است -
سجده بر خاک وطن، مذهب و آئین من است
|